رسم شعر مذهبی این نیست

از میان انبوه شعرهایی که به انگیزه‌های مختلف در مدح و منقبت و یا مرثیۀ ائمه اطهار سروده می‌شود، چند سطر را انتخاب کردم تا ضمن بازخوانی آن‌ها به چند نکته اشاره کنم. پیش از خواندن آن سطرها این را بگویم که از دستاوردهای درخشان شعر مذهبی در این سال‌ها غافل نیستم و نمونه‌های ارزشمندی از این‌گونه شعرها را در نوشته‌های بعدی، تحلیل خواهم کرد. اما این را هم بگویم که این چند سطر، فقط برای طرح بحث است و نمونه‌های بسیار ضعیف‌تر و ناهنجارتر از این‌ها نیز فراوان است که برخی از آن‌ها اصلاً قابل نقل نیست.

ـ «مگه می‌شه چشاتو دید و رد شد
از این دیوونگی ترسید و رد شد؟
عجب زخمیه زخم عشق مولا
مگه می‌شه تو رو فهمید و رد شد؟»

ـ «تویی سرپناه بغض بچه‌آهوی رمیده
ضامن دلای خسته، عشقای نفس‌بریده»

ـ «سردی نگاهمو ازم بگیر، دوری تو مثل کابوسه برام
یه نشونه از خودت به من بده، همه جاده‌ها رو دنبالت میام»

ـ «تو باید از تبار چشمه باشی
که چشمات این‌همه صاف و زلاله
مگه می‌شه کسی دلتنگ باشه
تو رو نشناسه؟ این فرض محاله
تو رو از عطر نامت می‌شناسم
که اسمت دختر معصوم گل‌هاست
صبور و سرفراز و پُرغروری
دلت هم‌رنگ آبی‌های دریاست»

پس از خواندن این نمونه‌ها می‌توانیم در چند نکته تأمل کنیم:
۱. شعر مذهبی یا به تعبیر این سالیان، شعر آیینی آدابی دارد که به تصور نوآوری و خلاقیت نمی‌توان از آن آداب چشم پوشید.
۲. شعر مذهبی، بی‌تردید شعر سنتی است؛ سنتی نه از نظر زبان و قالب و صورت، بلکه از نظر مفاهیم بنیادین و اصول اندیشه. این حوزه از منابع الهام شاعران، نظیر اساطیر تاریخی نیست که دستخوش طبع‌آزمایی و مضمون‌سازی شود. اگر شاعر به خیال نوآوری بخواهد در داستان‌های کهن تصرّف کند، شاید در برخی موارد موفق شود؛ مثلاً پایان‌ غم‌انگیز داستان رستم و سهراب را با تخیل شاعرانه تغییر بدهد و سهراب را از چنگ رستم برهاند. اما بازی‌های مضمونی با تاریخ زندگی ائمه و سیرۀ اهل‌بیت، کار موجّهی نیست.
۳. ادب سخن گفتن با بزرگان دین، حتی در صمیمی‌ترین کلام شعری نیز باید لحاظ شود. این‌گونه نازل کردن سخن به‌ ویژه در حالت خطابی، یعنی وقتی مخاطب کلام ائمه هستند، چه کمکی به ترویج معارف و اندیشۀ دینی می‌کند؟ مثلا ترانه‌سرایی خطاب به امام عصر(علیه‌السلام) نوشته است: «ردّ پاتو از ترانه‌هام نگیر!»
۴. شناخت زبان و معانی کلمات و تداعی‌های جملات برای شاعر الزامی است و در مدایح و مراثی، حساسیت شناخت کلمات و مفاهیم، افزون‌تر است. مثلاً ببینید که شاعر چگونه برای ستودن حضرت معصومه(علیها‌السلام) او را صبور و سرفراز و پُرغرور نامیده، بی آن که توجه کند که «غرور» از رذایل است و به معنای فریب خوردن از شیطان است. و یا نامیدن امام زمان(علیه‌السلام) با تعبیر «ناجی فاصله‌ها» و بسیاری اهمال‌های دیگر از این قبیل.
۵. از زمرۀ این سهل‌انگاری‌های معنایی، بی‌توجهی به فرهنگ و زمینه‌های تعابیر عرفانی است. مثلا مجموعۀ اصطلاحاتی نظیر میخانه، ساقی، شراب، مستی و نظایر آن در متون عرفانی با توجه کامل به ظرفیت‌های معنایی و تأویل‌پذیری آن‌ها به کار رفته است. بنابراین به‌ کار بردن این کلمات در شعر مذهبی، ملازم ملاحظاتی دقیق است. نه آن که مانند یکی از ذاکران پرآوازه که در مدح حضرت عباس(علیه‌السلام) می‌خواند که: «از عشق تو مستم و تا خرخره خورده‌ام و شراب دارد از چشم‌هایم بیرون می‌زند.»

پدیدآورنده
منبع