شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

بانوی بی‌همتا

اسم تو می‌بارد از نفس باران
نور رُخَت دارد جلوۀ بی‌پایان

بر دل خسته می‌دهد اسمت
لذت عشقی مدام، بر روح بلندت سلام

سلام ای گوهر دریای نور
ای آیۀ زیبای عشق، ریحانۀ روح خدا
سلام ای دار و ندار علی
ای بود و نبود حسن، ای مادر ارباب ما

«ذکر لب نوکرها سَیّدَتی لبیکِ
یا فاطمة الزهرا صَلّی اللهُ علیکِ»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مِهر تو در دل‌ها آیۀ توحید است
جلوه‌ای از نورت صورت خورشید است

آیه به آیه از دل قرآن
داده خدا این پیام، بر روح بلندت سلام

سلام ای کوثر و توحید و حمد
ای وصف تو یاسین و قدر، ای روی تو شمس الضحی
سلام ای معنی اُم الکتاب
ای مدح تو با جبرئیل، ای مادر ارباب ما

«روی لبم اَعطَینا سَیّدَتی لبیکِ
یا فاطمة الزهرا صَلّی اللهُ علیکِ»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نام تو تنها بر زخم دلم مرهم
با تو شود محشر صبح قیامت هم

سایۀ لطفت بر سر دنیا
تا به ابد مستدام، بر روح بلندت سلام

سلام ای جان کلام رسول
ای عطر تو بوی بهشت، ای رحمت بی‌انتها
سلام ای سیدۀ اولیا
ای نور دل انبیا، ای مادر ارباب ما

«ای بانوی بی‌همتا سَیّدَتی لبیکِ
یا فاطمة الزهرا صَلّی اللهُ علیکِ»