شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

یاور ولایت

توی غریبی تو اوج غم‌ها
مدد می‌گیرم از نام زهرا

محتاجم به یک نخ چادر نمازش
محتاجم به یک دعای راز و نیازش

ذکر لبم تو این دارِ دنیا
یا فاطمه یا ام ابیها

زهرا، ای دلیل خلقت، زهرا، یاور ولایت
زهرا، کوثر محبت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
دلم رو لطف تو زیر و رو کرد
منو نگاهت با آبرو کرد

لطف مادری‌تو هرگز نبردم از یاد
اشک فاطمیه‌ها آبرو به من داد

می‌خوام دیگه از دنیا جدا شم
تا سائل خونۀ تو باشم

مادر، نور هل أتایی، مادر، معنی سخایی
مادر، اومدم گدایی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
غم تو وقتی می‌شه انیسم
بی‌اختیاره چشمای خیسم

اومد فاطمیه و غرق اشک و آهم
باز ماتم گرفته پیراهن سیاهم

کاش می‌رسید این غربت به پایان
دنیا برات می‌شد بیت الاحزان

ای کاش تو تموم دنیا، می‌شد روضۀ تو برپا
می‌رفت بیرق تو بالا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 
یه دنیا حسرت دارم تو سینه
دلم گرفته آه ای مدینه

بال زائرت اگه گرد و خاکی می‌شه
اینجوری نمی‌مونه روزگار همیشه

آخر یه روز دنیا می‌شه زیبا
توی بقیع صحنی می‌شه برپا

میاد مهر و ماه زهرا، می‌شه با نگاه زهرا
برپا بارگاه زهرا