شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

به کدام واژه بخوانمت؟

به کدام واژه بخوانمت، به کدام واژۀ نارَسا؟
به کدام جلوه بجویمت؟ متعالیا و مقدّسا!

همه‌جا نشان جمال تو، همه سو شکوه جلال تو
همه در ثنای تو نغمه‌خوان، همه در حریم تو جبهه‌سا

ورقی گشوده در این چمن، صفحات دفتر حُسن تو
که شکفته بر لب هر گلی، به ستایشت غزلی رسا

چه خوش است وقت موحدان، به حدیث قدسی زلف تو
چه خوش است صحبت دوستان، به صفای سایۀ این کسا

نه همین تبسم فطرتم، که هزار آینه فطرتم
به کدام جذبه سفر کنم، به رواق مهر تو ذرّه‌سا

چو نی از ترنّم حزن خود، چه ترانه‌ها که شنیده‌ام
همه شب در این غم دل‌نشین، به صباح می‌رسم از مسا...

سُبُحات روی تو دل‌نشان، نفحات کوی تو گل‌فشان
فَبِنور وَجهِکَ غَشِّنی، لِیَصیرَ لیلیَ شامِسا

بِسَماع ذِکرِکَ لَذّتی وَ اِلی هواکَ صَبابتی
فَلَقد قَصَدتُکَ والهاً و لقد أتیتُکَ آنِسا...

به مدیحۀ تو نمی‌رسم، نه به تازی و نه به پارسی
مگر آن‌که وصف تو بشنوم، به زبان مردم پارسا

سخنم تمام و هنوز هم عطشی نهفته به جان من
کلمات آفاقه نمی‌کند؛ به سکوت می‌رسم ای بسا!