شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

درخت پر از زخم

هنوز ماتم زن‌های خون‌جگر شده را
هنوز داغ پدرهای بی‌پسر شده را

کسی نبرده ز خاطر کسی نخواهد برد
ز یاد، خاطرۀ باغ شعله‌ور شده را

کسی نبرده ز خاطر، نه صبح رفتن را
نه عصرهای به دلواپسی به سر شده را

نه آهِ مانده بر آیینه‌های کهنۀ شهر
نه داغ‌های هر آیینه تازه‌تر شده را

جنازه‌ها که می‌آمد هنوز یادم هست
جنازه‌های جوان، کوچه‌های تر شده را...

نه، این درخت پر از زخم، خم نخواهد شد
خبر برید، دو سه شاخۀ تبر شده را!