شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

روح شفاعت

سجاده‌ات را می‌گشایی رأس ساعت
تکبیرة‌الاحرام می‌افتد به پایت

بر خاک قامت بسته‌ای و اهل افلاک
از عرش می‌آیند با قصد جماعت

با هر نفس تسبیح می‌گویی خدا را
از «حاء» تسبیح تو می‌گیریم حاجت

آیینه‌ای‌ و رو به مرآت الهی
آیینه در آیینه‌ای! ای بی‌نهایت!

همسایه‌ها در سایۀ لطف تو هستند
باز است در این خانه درهای اجابت...

نام تو را بردیم در غم‌های دنیا  
ما را صدا کن در هیاهوی قیامت