روزه یعنی...

ای که از سوز تو پیداست تمنای حسین
«روزه یعنی عطش و روضۀ لب‌های حسین»

روزه یعنی که به تکبیرة الاحرام سحر
قصد قربت کنی از مسجد الاقصای حسین...

روزه چون «حر» به کنار آمدن از راه خطاست
چشم پوشیدنِ از غیر و تماشای حسین...

این «حبیب» است که یک روزه به دست آورده‌ست
سندِ دیدن محبوب به امضای حسین

روزه یعنی که بخواهی به دعای شب قدر
شوق پیوستنِ یک قطره به دریای حسین

روزه یعنی که به صحرای بلا، جام به دست
آب بردن به سوی خیمۀ گل‌های حسین

روزه یعنی که توقف به لب شط فرات
اقتدا کردنِ سی روز به سقای حسین

وقت افطار شد ای سوخته در آتش دل
«روزه یعنی عطش و روضۀ لب‌های حسین»