شعر و تمثیل

تمثیل، روشی است برای محسوس‌کردن مفاهیم. مثلاً وقتی معلم ریاضی می‌خواهد مفهوم عدد کسری را توضیح دهد، یک سیب را به چهار قسمت تقسیم می‌کند تا دانش‌آموزان مفهوم «یک چهارم» را مشاهده کنند. در همین نوشته هم، من برای واضح‌شدن مفهوم جملۀ اول (تمثیل روشی است برای محسوس‌کردن مفاهیم) از تمثیل استفاده کرده‌ام. شاعران برای تجسّم دریافت‌ها، کشف‌ها و ذهنیات خود، از روش تمثیل استفاده می‌کنند زیرا برخی از مفاهیم و تجربه‌های انسانی بدون تجسّم حسّی به دشواری قابل درک است. تمثیل، نوعی تشبیه است اما اغلب از تشبیه، مفصّل‌تر است. یعنی عناصر و کلمات متعددی در آن نقش دارند. برخی از تمثیل‌ها با استفاده از پدیده‌ها و رخدادهای طبیعی ساخته می‌شود. مثلاً:
«دیدار یار غایب، دانی چه ذوق دارد؟
ابری که در بیابان بر تشنه‌ای ببارد»
اغلب ضرب‌المثل‌های رایج، در اصل بیان تمثیلی یک تجربه‌اند و بسیاری از آن‌ها از میان سروده‌های شاعران به زبان مردم راه یافته‌اند. مثلاً:
«زلیخا گفتن و یوسف شنیدن
شنیدن کِی بُوَد مانند دیدن»
تمیل در شعر، گاهی در یک بیت شکل می‌گیرد. در یک مصراع، اندیشه و مدّعای شاعر مطرح می‌شود و در مصراع دیگر، معادل حسّی آن می‌آید:
«در کوی تو مشهورم و از روی تو محروم
گرگ دهن‌آلودۀ یوسف ندریده»
گاهی در مصراع نخست، تصویر حسّی و تمثیلی بیان می‌شود و در مصراع بعد، اندیشۀ شاعر می‌آید:
«مطربان رفتند و صوفی در سماع
عشق را آغاز هست انجام نیست»
این شیوۀ برابر نهادن مفاهیم ذهنی و تصاویر محسوس، یکی از روش‌های اصلی شاعران سبک هندی است که به آن «اسلوب معادله» و یا «روش مدّعا ـ مثل» می‌گویند. بسیاری از بیت‌های مشهور سبک هندی با همین اسلوب سروده شده است. چند نمونه را می‌خوانیم:
«وضع زمانه قابل دیدن دوباره نیست
رو پس نکرد هر که از این خاکدان گذشت»

«در کمال فقر، چشم اغنیا بر دست ماست
هر کجا دیدیم آب از جو به دریا می‌رود»

پدیدآورنده
منبع