شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

فوت و فنّ غنی‌سازی اندیشه در شعر

«فقر اندیشه»، این بیماری فراگیر روزگار ما، البته گریبان‌گیر شعر شده است و شعر در پیِ پسند انبوه آدم‌هایی است که تمام نگرانی‌شان در چاقی و لاغری بدن و چروک پوست و رنگ سال لباس خلاصه می‌شود. در این خشکسال اندیشه، شاعرانی که دوست دارند خودشان و شعرشان را اندیشمند بنمایانند، به چاره‌جویی بر می‌آیند و روشن است که در این زمانۀ شتابناک، کسی مجال تأمل و کشف ندارد و به عبارتی همگان در جستجوی راه‌های کوتاه و میان‌بُر هستند. در این نوشته، برخی از این راه‌ها را برمی‌شمریم؛ راه‌هایی ساده و سریع برای غنی‌سازی اندیشه و تزریق فوری فلسفه و عرفان به شعر!
۱. بازی با اساطیر تاریخی و داستان‌های مذهبی: انتخاب یکی از داستان‌های اساطیری و جا به جایی وقایع. مثلاً به جای آن که رستم از رخش سواری بگیرد، رخش سوار رستم بشود و یا مثلاً حضرت مسیح که بیماران را شفا می‌دهد، پلی‌کلینیک تخصصی دایر کند و از این قبیل....
۲. بازی با مقدّسات و بنیان‌های اعتقادی: مثلاً نسبت‌های انسانی برای خدای متعال؛ خدا گریه می‌کند، عاشق می‌شود، حسادت می‌کند و نعوذ بالله کارهایی از خدا سر می‌زند که ناگفتنی است. این شیوه اغلب با تحسین فراوان شبه‌روشنفکران مواجه می‌شود و شهرت و جایزه و اعتبار فوری نصیب شاعر می‌کند.
۳. بازی با اسامی خاص و مشهور: مثل اسم کتاب‌ها و فیلم‌ها، بازیگران، و در موارد جدی‌تر اسامی فیلسوفان و سیاستمداران و در مجامع دانشجویی اسامی احزاب و سران جناح‌های سیاسی. این بازی با اسامی خاص، معجزه می‌کند و مورد پسند همۀ طیف‌های فکری و سیاسی است. برای کسب انواع جایزه‌های داخلی و خارجی و دولتی و روشنفکری نیز بسیار مناسب است. در شعر روشنفکری، این نمونه‌ها مناسب است: «نیچه، فروید، هگل، شاملو، باختین، لورکا و...» و در شعر جشنواره‌ای و مناسبتی از این نمونه‌ها: «جرج بوش، گوانتانامو، هولوکاست، شورای امنیت، بوسنی و...» استفاده کنید!
۴. فمینیسم و حقوق پایمال‌شدۀ زنان: شعری که به حقوق زنان بپردازد، البته عمیق و فلسفی و اندیشمند است و خیلی زود جایزه و حقوقش را از این سو و آن سوی اقیانوس‌ها خواهد گرفت.
۵. عریانی و بی‌پروایی: این روش تعمیق فلسفی در شعر البته خیلی قدیمی است اما همواره کارساز بوده است و به انتشار سریع شعر از هر طریق ممکن (به‌ویژه بلوتوث) کمک می‌کند.
۶. بازی با کلماتی که در کتاب‌های مقدس روشنفکری رایج است: این کلمات کلیدی ارادت شما را نسبت به مقدّسات روشنفکری نشان می‌دهد و مخاطبان را به تحسین و شگفتی برمی‌انگیزد. کلماتی از قبیل شالوده‌شکنی، متن، هرمونوتیک، فرامتن، بینامتن، پلی‌فونیک، ساعت پنج عصر و....
۷. بازی با تاریخ ایران باستان و اسامی اشخاص و مکان‌های ایران پیش از اسلام: این کلمات مهم، شعر شما را ایرانی و به تعبیر سینه‌چاکان وطن در آن‌سوی اقیانوس‌ها «ایرونی!» خواهد کرد.
۸. از همین شاخۀ اندیشۀ «ایرونی!»، یکی هم این است که هرچه در رادیو و تلویزیون‌های ماهواره‌ای خبر روز بود، باید در شعر شما منعکس شود. شما چگونه شاعری هستید که نگران پاسارگاد و سدّ سیوند نیستید، نگران مهرگان و چهارشنبه سوری نیستید، نگران ولنتاین و روز عشاق نیستید، نگران هنرمندان موسیقی درخشان کاباره‌ای در سال‌های خوش و پُرخاطرۀ سلطنت پهلوی نیستید؟ پس در شعرتان اشاره‌ای، تلمیحی به این مبانی اندیشه و فلسفه بنمایید و سریعاً از مواهب آن بهره‌مند شوید.
۹. اندوه، یأس، بغض، گریه، آه، قفس، دیوار: این مجموعه البته گسترده‌تر از این‌هاست و برای متفکّرنمایی در شعر به کار می‌آید. شاعر باید غمگین و افسرده و نالان باشد باید دردی ناشناس و بیهوده داشته باشد تا جدی و اندیشمند بنماید.
۱۰. بازی با آیات و احادیث و اشعار مشهور: در این شیوه هرچه ناسازگاری میان اجزای کلام بیشتر باشد، شعر عمیق‌تر و اندیشمندتر می‌نماید. مثلاً «لا اله الا من». این جمله را از یک غزل نقل می‌کنم و ساختۀ خودم نیست. اما به جای «من» در همین جمله، در هزاران شعر دیگر هزاران کلمۀ ناسازگار دیگر دیده‌ام: «لا اله الا تو»، «لا اله الا عشق»، «لا اله الا پول» و از این قبیل تا دلتان بخواهد.
۱۱. ترکیب‌سازی: با کنار هم نشاندن کلمات ناسازگار و ترکیب‌سازی شتاب‌زده، مخاطبان و داوران ناشی، از عمق اندیشه در شعر شما دچار حیرت می‌شوند و شعر را روی چشمشان می‌گذارند. ترکیب‌هایی از این قبیل: «پنالتی عرفان، گوسفند راست‌گرا، کلّه‌پزی عشق و...»
۱۲. بازی با نحو جملات و در هم ریختن سامان طبیعی زبان فارسی: این روش متعلّق به شاعران باتجربه‌ای است که می‌خواهند، تهی‌دستی خود را در حوزۀ اندیشه پنهان کنند و البته کسی جرأت نمی‌کند که بگوید از شعر استاد چیزی دست‌گیرش نشده است. همگان تصور می‌کنند که عمق اندیشه در شعر حضرت استاد چنان است که هیچ‌کس را بدان راه نیست.
۱۳. خودزنی و تحقیر و توهین به خویش: در این شیوه، شاعر افزون بر جلب توجه و ترحّم دیگران، از نقد و ارزیابی شعرش نیز رهایی می‌یابد، زیرا پیشاپیش نادانی و بی‌سوادی و حقارت خود را اعلام کرده است. شگفت آن که این شیوه هم در شعر روشنفکری رایج است و هم در انواع شعرهای شبه‌مذهبی که برای محفل‌آرایی و برنامه‌سازی رسانه‌ای به کار می‌آید.
۱۴. موج‌سواری و پیروی از امواج خبری ژورنالیستی و رسانه‌ای: این شگرد تزریق اندیشه به شعر نیز از سال‌های دور رایج است. شاعر در کمین موج‌های خبری روز است و هرچه نقل محافل رسانه‌ای است منبع الهام شاعر است. از جام جهانی گرفته تا شایعۀ زلزلۀ تهران، از خبر دستگیری شهرام جزایری تا ماجرای سلمان رشدی و آیات شیطانی، از وقایع کوی دانشگاه تا تبلیغات انتخاباتی این جناح و آن جناح. اشارات و تلمیحات به این منابع غنی اندیشه البته با اقبال گستردۀ مخاطبان انبوه و مطبوعات و رسانه‌ها مواجه می‌شود و برای شعر و شاعر شهرت می‌آورد.
۱۵. تکرار شایعه‌ها و خرافه‌ها و باورهای عوامانه در شعر: این شیوۀ بازی با پسند عوام و تبعیت از «آنچه شما خواسته‌اید»، بهترین روش برای چهره‌سازی و انتشار سریع شعر است و شاعر را از مطالعه و تأمل و کشف و رنج آفرینش هنری رها می‌کند و به قله‌های بادکنکی شهرت رهنمون می‌سازد. فقط یکی دو هفته زمان می‌خواهد که بلوتوث شعر این شاعر اندیشمند، خانه به خانه و شهر به شهر برود و پیام فلسفی و عرفانی و سیاسی و اجتماعی شاعر را مطابق با پسند عوام منتشر سازد.

پدیدآورنده
منبع