زیارت

دوس دارم نگات کنم، تو هم منو نگا کنی
من تو رو صدا کنم، تو هم منو صدا کنی

قربون چشات برم، از راه دوری اومدم
جای دوری نمی‌ره، اگه به من نگا کنی

دل من زندونیه، تویی که تنها می‌تونی
قفسو وا کنی و پرنده رو رها کنی

می‌شه کنج حرمت گوشۀ قلب من باشه؟
می‌شه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی؟...

تو غریبی و منم غریبم اما چی می‌شه
این دل غریبه رو با خودت آشنا کنی

دوس دارم تو ایوون آینه‌ت از صبح تا غروب
من با تو صفا کنم تو هم منو دعا کنی...

دلمو گره زدم به پنجره‌ت دارم می‌رم
دوس دارم تا من میام زود گره‌ها رو وا کنی...