به زیر تیغ نداریم مدعا جز تو
شهید عشق تو را نیست خونبها جز تو
دیشب میان پنجرهها صحبت تو بود
حرف از دل غریب من و غیبت تو بود
گوش کن گوش، صدای نفسی میآید
مَشک بر دوش، از آن دور، کسی میآید
چشمم به هیچ پنجره رغبت نمیکند
جز با ضریح پاک تو صحبت نمیکند
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را
کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را