اگر چه خانه پر از عکس و نام و نامۀ توست
غریب شهری و زخمت شناسنامۀ توست
روی اجاق، قوری شبنم گذاشتم
دمنوش خاطرات تو را دم گذاشتم
قریه در قریه پریشان شده عطر خبرش
نافۀ چادر گلدار تو با مُشک تَرَش
بشکستهدلی، شکسته میخواند نماز
در سلسله، دستبسته میخواند نماز
ما را نترسانید از طوفان
ما گردباد آسمان گردیم