گل کرده در ردیف غزلهای ما حسین
شوری غریب داده به این بیتها حسین
وقتی کسی حال دلش از جنس باران است
هرجای دنیا هم که باشد فکر گلدان است
شنیده بود که اینبار باز دعوت نیست
کشید از ته دل آه و گفت: قسمت نیست
دیر شد دیر و شب رسید به سر
یارب! امشب نکوفت حلقه به در
پایان مسیرِ او پر از آغاز است
با بال و پرِ شکسته در پرواز است
عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز
نهضتت مایهٔ الهام جهان است هنوز
آنقدر بخشیدی که دستانت
بخشندگی را هم هوایی کرد
روشن از روی تو آفاق جهان میبينم
عالم از جاذبهات در هيجان میبينم