شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

آیین من حسین

دوباره دارم هوای دیدن کربلا
بابی انت و امی یا شهید البکاء

پرچم سیاه گنبدو می‌بینم
میام و تُو خیمۀ عزات می‌شینم
ای دین من حسین ای آیینم

سلام ای تمام امیدم حسین
سلام ای پناه دوعالم حسین
سلام ای عزیز دل فاطمه
سلام ای شهید محرم حسین

«امیری حسین و نعم الامیر»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رسیدم دوباره به ماه غمت یا حسین
پوشیدم مشکی به زیر پرچمت یا حسین

به پای منبر روضه‌هات می‌شینم
می‌زنم با اذن مادرت به سینه‌م
می‌ده چای روضه تسکینم

تو که سنگ صحرا رو دُر می‌کنی
دو تا دست خالی‌مو پُر می‌کنی
اسیر هواهای نفسم شدم
ولی می‌دونم من رو حُر می‌کنی

کاشکی با شور حسینی متلاطم بشم
اربعین برا زیارت تو عازم بشم

کی می‌گه پرچم تو روی زمینه؟
باید این حماسه رو جهان ببینه
عشقت آقا شکوه آفرینه

به پا کرده تُو دنیا محشر حسین
ببینید چقدر داره لشکر حسین
چی می‌شه کنار «عمودِ سلام»
بخونیم سلام خدا بر حسین
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علت جوشیدن چشمۀ چشمام تویی
توی این تلخیا شیرینی دنیام تویی

خدا رحمت کنه اون قدیمیا رو
به ما یاد دادن آخه این کیمیا رو
نام حسین و یاد کربلا رو

قسم به کتیبه، قسم به علم
قسم می‌خورم به غبار حرم
اگه تو ازم راضی باشی حسین
خدا هم دیگه راضی می‌شه اَزَم

«امیری حسین و نعم الامیر»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با سلامِ به تو دنیامو عوض می‌کنم
جمع نوکراتو می‌بینم و حَظّ می‌کنم

خدا بیشتر کنه این محبتا رو
باشکوه‌تر کنه جمع هیأتا رو
بده برکت این رفاقتا رو

رفیق اونه که نور چشمات بشه
برازندۀ دین و دنیات بشه
رفیق اونه که وقتی پیشش می‌ری
مشامت پر از عطر آقات بشه