شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

خون‌خواهی

به همین زودی از این دشت سپیدار بروید
یا لثارات حسین از لب نیزار بروید

سرو در سرو، به خون‌خواهی قیس بن مسهّر
نخل در نخل به خون‌خواهی تمّار بروید

شب می‌آشوبد از آواز ستم‌سوزی مسلم
کوفه را پنجره در پنجره بسیار بروید..

چه غم از فتنۀ پاییز و تبر‌های پس از این
باغ را در وزش شعله نگه‌دار، بروید

وقت خون‌خواهی هفتاد و دو خورشید بیاید
وقتی از بیشه رجز‌خوانی مختار بروید

به همین زودی از این ناحیه تکبیر بلند است
از زمین لمعه‌ای از خون فراگیر بلند است