شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

کلام الله

ای کلیم‌اللَّه تماشا کن کلام الله را
بر فراز دست خورشیدِ ولایت، ماه را
نور انوار نهم، هفتم چراغ راه را
در زمین و آسمان‌ها رهبری آگاه را

روح رحمان، جان قرآن، نخل طور است این پسر
گوهر رخشندۀ شش بحر ‌نور است این پسر
 
این پسر بدرالمنیر و این پسر شمس‌الضحاست
این پسر باب‌الکرم، باب‌الولا، باب‌العطاست
این پسر باب‌المرادِ انبیا و اولیاست
این پسر هم مصطفی هم مرتضی هم مجتباست...

صاحب خلق و خصال و خوی احمد کیست؟ او
نفس پاک صادق آل محمد کیست؟ او
 
ماه ذی‌حجه‌ست محو آفتاب روی او
جنس آدم قبضه‌ای از خاک پاک کوی او
چشم عیسی از فراز آسمان‌ها سوی او
عروة الوثقای ارباب کرامت موی او

آیۀ عفو الهی بر لب خندان اوست
کشور ایران زیارتگاه فرزندان اوست
 
ای جمال چهارده معصوم در رخسار تو
وحیِ ساعد خیزد از لب‌های گوهربار تو
آفرینش در پناه سایۀ دیوار تو
روح پاک انبیا و اولیا زوار تو

آسمان چشم انتظار ذکر یارب یاربت
حضرت معبود مشتاق مناجات شبت...

ای دُرِ شش بحر و بحر پنج دُر! روحی فداک
آسمان در صحن تو بنهاده پیشانی به خاک
با غبار کاظمینت روحِ هر ناپاک، پاک
بی‌ولایت می‌شود رحمت، عذاب دردناک

میثم آلوده‌ای عبد و ثناگوی شماست
هر که بوده هر که باشد سائل کوی شماست