اگر شيعيان ما ـ كه خداوند آن‌ها را به طاعت و بندگى خويش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پيمان الهى اتّحاد و اتّفاق مى‌داشتند و عهد و پيمان را محترم مى‌شمردند، یُمن ديدار ما از آن‌ها به تأخير نمى‌افتاد و زودتر به سعادت ديدار ما نائل مى‌شدند...
هنگامی ‌که به شعرها و ترانه‌های پُرشمار نگاه می‌کنیم، درمی‌یابیم که در میان این همه شور و هیجان و برنامه و سفارش و جشنواره، اصل موضوع، یعنی انتظار موعود و فرهنگ انتظار و ملازمات و ملاحظات آن چندان مورد توجّه نیست که در سروده‌ها بازتاب یابد.
گفتن این‌که تاریخ ۲۵۰ سالۀ اهل‌بیت علیهم‌السلام حکایت درخشش نوری واحد است، به زبان، ساده است اما نشان‌دادن آن با جزئیات و در قالب بیش از چهار هزار صفحه کتاب و ذیل سرفصل‌های مختلف و با بهره‌گیری از منابع متعدد، کار دشواری است که مجموعه‌ی ۱۴ جلدی اعلام‌الهدایة از عهده‌ی آن برآمده است.
برای ما نگاهت آفتاب است
چراغان کردن دنیا ثواب است
به شیوۀ غزل، اما سپید می‌آید
صدای جوشش شعری جدید می‌آید
ای که در سورۀ تبسم خود
لطف «وَالشَّمس» و «وَالقَمَر» داری
تویی آن‌که سکۀ سلطنت زده حق به نام تو یا علی
که به جز خدای تو مُطّلع بُوَد از مقام تو یا علی
ما سرخوشان مست دل از دست داده‌ایم
همراز عشق و همنفس جام باده‌ایم
جامی‌ست که عقل آفرین می‌زندش
صد بوسه ز مهر بر جبین می‌زندش
اگه من بودم کربلا سپر اصغر می‌شدم
تو نماز ظهرت حسین پیش تو پرپر می‌شدم
رو شونه‌ها به جای بار گناه، علم برداریم
برا ظهور مهدی فاطمه، قدم برداریم
از تو نمانده غیر از عبایی در کنج زندان
وای از تن نحیف و امان از این چشم گریان