خداحافظ

سخته واسه‌م داغ دوری، سخته واسه‌م درد غربت
دیدی آخر دیدار تو، واسۀ خواهر شد حسرت

دلتنگم این روزا که گریه کارم شده
کاشکی می‌دیدمت برا یه بارم شده
می‌سوزم توی تب، تو رو صدا می‌کنم
با امید نگات، چشامو وا می‌کنم

مصیبت عظیمی دیدم که بیمارم
داغ برادرامو دیدم عزادارم
غصه نخور، سرت سلامت، خداحافظ
دیدار ما باشه قیامت، خداحافظ

«بیا عزیز جان خواهر، رضاجانم»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادته کشتن بابا رو، کنج زندان دور از چشمام
دلهره دارم حالا که، دوری از من مثل بابام

یادمه اون روزو مدینه با چشمِ تر
گفتی برگشتی نیست، برا تو از این سفر
گفتی پشت سرت برا تو گریه کنن
تقدیر اینه بشی غریبِ دور از وطن

غمِ تو رو نبینه خواهر، خداحافظ
به ماتمت نَشینه خواهر، خداحافظ
الهی دیگه باشه این غم، غمِ آخر
به فکر غربت جوادم، دمِ آخر

«بیا عزیز جان خواهر، رضاجانم»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قسمت ما این بود انگار، خواهرت مونده بینِ راه
اما مهمون قم هستم، در امانم شکراً لله

یادِ حرفِ توام توی قنوتِ دعا
با «فَابْکِ لِلحسین»، می‌خونم از کربلا
اشکام جاری می‌شه، میون این سوز و ساز
درمون دردمه، سلامِ بعد از نماز

سلام من به خواهری که اسارت دید
به کوه استقامتی که نمی‌لرزید
سلام من به خیمه‌هایی که غارت شد
به پیکری که بین گودال زیارت شد

«غریب کربلا حسین جان، حسین جانم»