شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

راه نجف کربلا

راه نجف کربلا، جادۀ نورِ تو این ظلمت
میره سمتِ طلوعِ خورشید عظمای ولایت

سوغاتیِ مسیره، ایثار و کرامت
بذل و بخششه هر جا، با شوق اجابت

اینجا حیات طیبه معنا می‌گیره
شوق فرج تو دل همه جا می‌گیره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راه نجف کربلا، هم آغاز و هم پایان ماست
جانم مِنَ الوِلادَه اِلی الشَّهاده نذر مولاست

لشکر جوونایِ پر شور و امیدیم
این پرچم رو به زودی، دست آقا میدیم

زندگی یعنی نفس کشیدن تو این راه
تا آخر راه با کاروان ثارالله

«اَبد وَالله ما نَنسا حُسینا»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راه نجف کربلا، جادۀ وصل ارض و سماست
اینجاست که امتداد راهیان نور با شهداست

لاله لاله گل یاس، پرپر شده اینجا
با خون شهدامون، معبر شده اینجا

اگه می‌شیم عازم دیار کربلا
ما همه هستیم مدیون خون شهدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از دور گنبدی پیداست، مرقد سقاست شکراً لله
از این جادۀ خاکی، می‌رسم آخر، تا صحن ماه

یک‌ساله بیقرارم، شوق تو رو دارم
هر چی که دارم آقا، پای تو می‌ذارم

زائر تو با امیدی اومد ثارالله
بنده‌نوازیت شده زبون‌زد ثارالله

«اَبد وَالله ما نَنسا حُسینا»