شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

یا مُبَدِّلَ السَّیِئاتِ بِالحَسَنات

اگرچه غرق گناهم و...، ببین تو ناله و آهمو...
یا مَلجَأ المُذنِبین
همون همیشگی اومده، بازم در خونه‌تو زده
یا مَلجَأ المُذنِبین

ردم کنی معلوم نیست، که از کجا سردرارم
اگه نبخشیم آقا، چی می‌شه آخر کارم
نمی‌تونم بعد از این، سرم رو بالا بیارم

شیرینیِ قصۀ حر، برام یه نور امّیده
از کرم و لطفت آقا، خدا می‌دونه چی دیده
انقده عاشقت شده، که جونشم برات میده

«یا مُبَدِّلَ السَّیِئاتِ بِالحَسَنات»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
با اینکه راهتو بسته بود، آقا دلت رو شکسته بود
از تقصیرش گذشتی
دیدی که حر پشیمون شده، چشاش یه کاسۀ خون شده
از تقصیرش گذشتی

وقتی که تو بخشیدی، منم می‌تونم ببخشم
گذشت تو یادم داد، همیشه من هم ببخشم
از دشمنه یا از دوست، زیاده یا کم، ببخشم

می‌گذرم از هرکسی که، به حق من جفا کرده
می‌گذرم از هرکی منو، تو سختیا رها کرده
می‌گذرم از بدیش، اگه بفهمه که خطا کرده

«یا مُبَدِّلَ السَّیِئاتِ بِالحَسَنات»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آهای رفیق اگه دلخوری، گلایه‌تو خوبه بسپری
به دست نعم‌الوکیل
می‌خوای دلت بگیره قرار، خدا رو تو نظرت بیار
«فَاصفَحِ الصَّفحَ الجمیل»

حیفه که قلب پاکِت، بگیره رنگ کینه
اهل مدارا بودن، اگه برات سنگینه
ولی خیالت راحت، خدا داره می‌بینه

اسوۀ ما آقاییه، که حر بهش رو می‌ندازه
حتی اگه بدی کنی، در خونه‌ش به روت بازه
هرکسی سربه‌زیر باشه، پیش حسین سرافرازه

«یا مُبَدِّلَ السَّیِئاتِ بِالحَسَنات»