شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

ابیات منتخب متناسب با حوادث اخیر

ابیات منتخب متناسب با حوادث اخیر
(برای استفاده در برنامه‌های تلویزیونی، طرح‌های گرافیکی، پلاکاردها و...)

پیر است ولی بر سر پیمان باقی‌ست 
آری سر پیمان شهیدان باقی‌ست 
ارزانی مور و مار شد دشمن او 
جمهوری اسلامی ایران باقی‌ست 

حسن زرنقی 
::
برای رهبر معظم انقلاب

در این جهان بی‌بخار و بی‌اراده
او روبه‌روی زورگویان ایستاده

دلسوزتر از او در این کشور نداریم
پس دست از این مرد، هرگز برنداریم

محمد رسولی
::
حالا اگرچه دردهای ما زیاد است
ابلیس پشت خاکریز اتحاد است

مردم شما کوهید! پس محکم بمانید
هر آنچه پیش آمد کنار هم بمانید

محمد رسولی
::
نیست بیمی از هجوم دشمنت در فتنه‌ها
رهبری داری چنان خورشید تابان سربلند

احمد رفیعی وردنجانی
::
تردید نکردیم و در آشوب حوادث
از هر چه گذشتیم از ایران نگذشتیم

مصطفی محدثی خراسانی
::
هم‌سایۀ ماه و آسمان است این خاک
با خون شهید جاودان است این خاک
«این کشور عشق است که صاحب دارد»
در سایۀ صاحب‌الزمان است این خاک

یوسف رحیمی
::
وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟!
خدا کند که بمیرم وطن‌فروش نباشم!

چو مرگ می‌برد آخر به هر طریق تنم را
چرا چرا چو شهیدان لاله‌پوش نباشم؟

لیلا حسین‌نیا
::
به زیر پرچمی واحد همه آیات قرآنیم
نمی‌افتیم با آشوب کافرها به جان هم

قسم خوردیم دست از یاری هم بر نمی‌داریم
قسم خوردیم آری ما برادرها به جان هم

 سیدعلی نقیب
::
قرارگاه حسینی! بگو به دشمنت این را
به خواب هم دگر ایرانِ سربه‌زیر نبیند

زهرا سپهکار
::
سردی روزگار مانا نیست
آنچه گرم‌ است تا ابد دم توست
بادها می‌روند و می‌آیند
آنچه پاینده است پرچم توست

علیرضا نورعلی‌پور
::
خون، گل شد و خاک لاله‌کاری شده است
جوشیده و یک چشمۀ جاری شده است
این خاکِ همیشه سبز را می‌بینی 
با خون شهید آبیاری شده است

سیدعلی نقیب
::
کی سست شود پایۀ دیوار و دری که
آذین شده با عکس شهیدان من و توست

آری وطن من، وطن تو، وطن ماست 
این خاک که آمیخته با جان من و توست

حسن زرنقی
::
این خاک پر از شور و حماسه وطن ماست
هر گوشۀ آن تکه‌ای از جان و تن ماست

هرگز نرود از سر ما عشقِ به میهن
گر سر برود پرچم ایران کفن ماست

میرکاظم سیداکبری
::
کافر ز جهان رفت و مسلمان زنده‌ست
بدخواه نمانده است و خواهان زنده‌ست
پوسیده به خاک جسم دشمن، اما
جمهوری اسلامی ایران زنده‌ست

علی ذوالقدر 

::

تا بر سر گورِ خصم دست افشانیم
ای دوست بیا سرود وحدت خوانیم
تکرار خطا دوباره ما را نسزد
ما عاقبت تفرقه را می‌دانیم!

سیدحسن حسینی
::
نمرده‌اند شهیدان که ماه و خورشیدند
که کشتگان وطن، زندگان جاویدند

رهی معیری
::
ایرانم! ای از خونِ یاران، لاله‌زاران!
ای لاله‌زارِ بی خزان از خونِ یاران!...

از این شکستن‌ها مکن پروا که آخر
پیروزی ای ایران! به‌رغمِ نابکاران

حسین منزوی
::
بختت بلند باد و بلندا ببینمت!
ایرانِ من مباد که تنها ببینمت!

همچون حماسه‌های خودت باشکوه باش
تا هم‌چنان در اوج تماشا ببینمت

جعفر عباسی
::
نتوان گفت که این قافله وا‌ می‌ماند
خسته و خُفته از این خیل جدا می‌ماند

می‌رسیم آخر و افسانهٔ واماندنِ ما
همچو داغی به ‌دلِ حادثه‌ها می‌ماند

محمدعلی بهمنی
::
شمرها آغوش وا کردند، اما باک نیست
وعدۀ ما دور میدان حسین بن علی...

هر کجای خاک من بوی شهادت می‌دهد
عشقم ایران است، ایران حسین بن علی

ناصر حامدی
::
عجیب بود که سر می‌شکست سنگ از چتر
همان‌که بر سر مردم پناه طوفان بود

گرانی است ولی فکر کن که جان پلیس 
میان حادثه‌هامان چقدر ارزان بود

احمد رفیعی وردنجانی
::
امنیت کشور است مدیون شما
آرامش لحظه‌هاست ممنون شما
این سبزی پرچم است یا رخت شما؟
این سرخی پرچم است یا خون شما؟

علی سلیمیان
::
در پهنۀ آسمان چه دیده‌ست شهید؟
لبخند زده‌ست و پر کشیده‌ست شهید
گفتیم که مرگ نقطۀ پایان است
دیدیم به پایان نرسیده‌ست شهید

صادق میرصالحیان
::
نه، این درخت پر از زخم، خم نخواهد شد
خبر برید، دو سه شاخۀ تبر شده را!

محمدمهدی سیار
::
ما را به دست، پرچم صبر و بصیرت است
با عشق و شور، همدم و همسنگریم ما

«اَلفتنةُ أشدُّ مِن القتل» خوانده‌ایم
هرگز ز جرم فتنه‌گران نگذریم ما

محمدمهدی سیار
::
سرو است و به ایستادگی متهم است
از شش جهت آماج هزاران ستم است
شعرم همه ارزانی این یک‌ مصراع:
«جمهوری اسلامی ایران، حرم است»

میلاد عرفان‌پور
::
میان شعله می‌سوزد مگر باران؟ نمی‌سوزد
اگرچه «جسم» هم آتش بگیرد، «جان» نمی‌سوزد 

به آتش می‌کشند این روزها قرآنِ ما را... لیک
نمی‌دانند «فجر» و «طارق» و «فرقان» نمی‌سوزد 

رضا یزدانی
::

تیر شما به دل نه، به گِل خورده تا کنون
ما را زِره، محبت زهرا و حیدر است

علی انسانی
::

در سایۀ آفتاب و نور ماه است
دستان شب از میهن ما کوتاه است
جمهوری اسلامی ایران، آری!
این خیمۀ امروز رسول‌الله است

یوسف رحیمی
::
بسوز ای سعی باطل! پرچم ایران نمی‌سوزد
نمی‌دانی مگر! در شعله‌ها، ایمان نمی‌سوزد

محمد رسولی
::
نمانده جای شکایت، که در پی هر زخم
بلندتر شده طومار بردباریِ ما

میلاد عرفان‌پور
::
آن لحظه که جان می‌رود از دست، حسین
دیدار تو آخرین امید است، حسین
تا همت عشق است، چرا منت مرگ؟
باید به شهیدان تو پیوست، حسین

میلاد عرفان‌پور
::
هیچ بی‌ریشه‌ای نخواهد چید
سیب لبخندهای ایران را!

شهاب مهری
::
به دریاها بگو از طعنۀ طوفان هراسی نیست
نخواهد داد حتی یک وجب این خاک جانش را

حیدر منصوری
::
از وحدت ما شکست دشمن پیداست
ای دوست بیا که دست حق هم با ماست
کُرد و عرب و بلوچ... هم‌دل، هم‌عهد
این خاکِ عزیز، جانِ ایرانی‌هاست

یوسف رحیمی
::

از بی‌کرانه‌های خزر تا خلیج فارس
بادا بریده دست زبونان فتنه‌ساز

مبین اردستانی
::
جانم فدای نام تو ایرانِ سربلند
با توست تا همیشه همه اقتدارها

الهام نجمی
::
سبزیم که از نسل بهاران هستیم
پاکیم که از تبار یاران هستیم
دور است ز ما تن به مذلّت دادن
ما وارث خون سربه‌داران هستیم

سیدحسن حسینی
::
در جادۀ انقلاب ثابت‌قدمیم
همواره میان فتنه‌ها پشت همیم
«جمهوری اسلامی ایران حرم است»
آری، ما هم مدافعان حرمیم

علی سلیمیان
::
در جوش و خروش است چنان خون شهید
کابوس شب است همچنان این خورشید
جمهوری اسلامی ما در اوج است
«تا کور شود هر آن‌که نتواند دید»

حسن زرنقی


ادامه دارد...
(در حال به‌روز رسانی)