شعر هیأت شعر عاشورایی نثر ادبی اشعار مذهبی

منو امتحان نکن با اربعین

این روزا خیلی قلبم به غم اسیره
خاطرات خوشم توی اون مسیره
اربعین باشه و کربلا نباشم
فکرشو می‌کنم هی دلم می‌گیره

منم و خاطره‌های کربلا
منم و دوری از صحن و سرا
دل من به اربعینت خوش بود
فکر اینجاشو نمی‌کردم آقا

دارم حس می‌کنم آقا خیلی بهت وابسته‌م
سهمم دوریه و کاری برنمیاد از دستم

«لَکَ لبیک امیری یا حسین»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هر جوری که شده تا هنوز جوونم
باز خودم رو به صحن تو می‌رسونم
تو قنوت نمازم با التماسی
«ربنا آتنا کربلا» می‌خونم

کار هر روز و شبم فقط دعاس
درد من درد همه سینه‌زناس
تو چشام یه آسمون غم دارم
تو دلم یه اربعین روضه به‌پاس

آشوبه تو دلم ای آرامش من کربلا
تنها خواهش من تنها خواهش من کربلا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگی بی زیارت نداره برکت
خو گرفتم دیگه من با اشک حسرت
قدر ندونستم اون لحظه‌های نابو
حالا محرومم از نعمت زیارت

کوله‌بار خاطراتمو ببین
که یه سالی می‌شه مونده رو زمین
کربلا نیام بلاتکلیفم
منو امتحان نکن با اربعین

تنگه این دل من واسه موکبای تو جاده
جسمم اینجا ولی روحم سوی تو راه افتاده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من که تو حسرتم من که غرق آهم
کاش به راه حرم باز بشه نگاهم
هر نفس عطر صاحب‌زمان بگیرم
مسجد سهله باشه شروع راهم

راهی جادۀ کربلا بشم
که منم یه قطره از دریا بشم
به امید این میرم تا شاید
هم‌قدم با یوسف زهرا بشم

رفتن هم‌قدم جاده سخته ولی شیرینه
چون می‌دونم آقام داره نوکرشو می‌بینه