کوه عصیان به سر دوش کشیدم افسوس
لذت ترک گنه را نچشیدم افسوس
خودش را وارث أرض مقدس خوانده، این قابیل
جهان وارونه شد؛ اینبار با سنگ آمده هابیل
از غربتت اگرچه سخنهاست یا علی
دنیا دگر بدون تو تنهاست یا علی
وقت است که از چهرۀ خود پرده گشایی
«تا با تو بگویم غم شبهای جدایی»