ای هزار آینه حیران تو یا ثارالله
صبح سر زد ز گریبان تو یا ثارالله
این جزر و مدِ چیست که تا ماه میرود؟
دریای درد کیست که در چاه میرود؟
نازم آن زنده شهیدی که برِ داور خویش
سازد از خونِ گلو تاج و نهد بر سر خویش
صدایی به رنگ صدای تو نیست
به جز عشق نامی برای تو نیست