گل کرده در ردیف غزلهای ما حسین
شوری غریب داده به این بیتها حسین
آزادگی ز منّت احسان رمیدن است
قطع امید، دست طلب را بریدن است
پیری رسید و مستی طبع جوان گذشت
ضعف تن از تحمّل رطل گران گذشت
روشن از روی تو آفاق جهان میبينم
عالم از جاذبهات در هيجان میبينم