عشق تو کوچهگرد کرد مرا
این منِ از همیشه تنهاتر
دلتنگی همیشۀ بابا علی علی!
سردارِ لشکر من تنها علی علی!
در این کشتی درآ، پا در رکاب ماست دریاها
مترس از موج، بسم الله مجراها و مُرساها
کجا سُکری که اینجا هست، در خُم میشود پیدا؟
بگو مستی ما از دور چندم میشود پیدا
آری همین امروز و فردا باز میگردیم
ما اهل آنجاییم، از اینجا باز میگردیم
این همه آیینگی از انعکاس آه کیست؟
چشمهها در رودرود غصۀ جانکاه کیست؟
زود بیدار شدم تا سرِ ساعت برسم
باید اینبار به غوغای قیامت برسم
بر خاکی از اندوه و غربت سر نهادهست
بر نیزهٔ تنهایی خود تکیه دادهست
جان آمده رفته هیجان آمده رفته
نام تو گمانم به زبان آمده رفته
قرار بود که عمری قرار هم باشیم
که بیقرار هم و غمگسار هم باشیم