بیا که آینۀ روزگار زنگاریست
بیا که زخمِزبانهای دوستان، کاریست
کوه عصیان به سر دوش کشیدم افسوس
لذت ترک گنه را نچشیدم افسوس
میان خاک سر از آسمان در آوردیم
چقدر قمری بیآشیان در آوردیم
این سواران کیستند انگار سر میآورند
از بیابانِ بلا، گویا خبر میآورند
از غربتت اگرچه سخنهاست یا علی
دنیا دگر بدون تو تنهاست یا علی