شبیه کوه پابرجایم و چون رود سیّالم
به سویت میدوم با کودکانی که به دنبالم
این جزر و مدِ چیست که تا ماه میرود؟
دریای درد کیست که در چاه میرود؟
از شهر من تا شهر تو راهی دراز است
اما تو را میبیند آن چشمی که باز است
صدایی به رنگ صدای تو نیست
به جز عشق نامی برای تو نیست