ای هزار آینه حیران تو یا ثارالله
صبح سر زد ز گریبان تو یا ثارالله
ميان غربت دستان مکه سر بر کرد
مُحمّد عربى، مکه را منوّر کرد
نازم آن زنده شهیدی که برِ داور خویش
سازد از خونِ گلو تاج و نهد بر سر خویش
ای بانویی که زنده شد عصمت به نام تو
پیک خداست حامل عرض سلام تو