بیا به خانۀ آلالهها سری بزنیم
ز داغ با دل خود حرف دیگری بزنیم
صبح بیتو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بیتو حتّی مهربانی حالتی از کینه دارد
نتوان گفت که این قافله وا میماند
خسته و خُفته از این خیل جدا میماند
چشمههای خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند