بیا به خانۀ آلالهها سری بزنیم
ز داغ با دل خود حرف دیگری بزنیم
خبر رسید که در بند، جاودان شدهای
ز هر کرانه گذشتی و بیکران شدهای
صبح بیتو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بیتو حتّی مهربانی حالتی از کینه دارد
مسافری که همیشه سر سفر دارد
برای همسفران حکم یک پدر دارد
چشمههای خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند