بیا به خانۀ آلالهها سری بزنیم
ز داغ با دل خود حرف دیگری بزنیم
صبح بیتو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بیتو حتّی مهربانی حالتی از کینه دارد
در آتشی از آب و عطش سوخت تنت را
در دشت رها کرد تن بیکفنت را
چشمههای خروشان تو را میشناسند
موجهای پریشان تو را میشناسند