نام تو را نوشتم و پشت جهان شکست
آهسته از غم تو زمین و زمان شکست
پرده برمیدارد امشب، آفتاب از نیزهها
میدمد یک آسمان خورشید ناب از نیزهها
عطر تن پیمبر از این خانه میرود
بال ملک معطر از این خانه میرود
فخر من نزد عرب این بود دختر داشتم
آیت من بود و در گهواره کوثر داشتم