مهمان ضیافت خطر هیچ نداشت
آنگاه که میرفت سفر هیچ نداشت
حُسنِ یوسف رفتی اما یاسمن برگشتهای!
سرو سبزم از چه رو خونین کفن برگشتهای؟
سینهها با سوختن، ارزندهتر خواهند شد
شمعها در عمق شب، تابندهتر خواهند شد
بر مزاری نشست و پیدا شد
حس پنهان مادر و فرزند