تربت تو

دیشب میان پنجره‌ها صحبت تو بود
حرف از دل غریب من و غیبت تو بود

رفتی و هم‌صدای دلم بغض کرده باز
سجاده‌ای که گریه بر آن عادت تو بود

من ماندم و هوای رسیدن به آسمان
همسایۀ ستاره شدن قسمت تو بود

آخر به راه آمدنت آب می‌شود
چشمی که آشنای غم و غربت تو بود

بغضم در انتظار صدایت نمی‌شکست
شاید اگر نشانه‌ای از تربت تو بود