ننگ است و ننگ است و ننگ است
مزدور بیگانه بودن
دست در دستِ باد میریزد
به روی شانه گیسوان سپید
دیر سالیست هر چه میخواهم
از تو یک واژه درخورت گویم
خواست لختی شکسته بنویسد
به خودش گفت با چه ترکیبی
کیست امشب حلقه بر در میزند
میهمانی، آشنایی، محرمی؟
باز گویا هوای دل ابریست
باز درهای آسمان باز است