خبر رسید که در بند، جاودان شدهای
ز هر کرانه گذشتی و بیکران شدهای
دوباره لرزش دست تو بیشتر شده است
تمام روز تو در این اتاق سر شده است
مسافری که همیشه سر سفر دارد
برای همسفران حکم یک پدر دارد
افتاده بود در دل صحرا برادرش
مانند کوه، یکه و تنها، برادرش