عشق تو کوچهگرد کرد مرا
این منِ از همیشه تنهاتر
دوباره لرزش دست تو بیشتر شده است
تمام روز تو در این اتاق سر شده است
کجا سُکری که اینجا هست، در خُم میشود پیدا؟
بگو مستی ما از دور چندم میشود پیدا
افتاده بود در دل صحرا برادرش
مانند کوه، یکه و تنها، برادرش
این همه آیینگی از انعکاس آه کیست؟
چشمهها در رودرود غصۀ جانکاه کیست؟
بر خاکی از اندوه و غربت سر نهادهست
بر نیزهٔ تنهایی خود تکیه دادهست