سر و پای برهنه میبرند آن پیر عاشق را
که بر دوشش نهاده پرچم سوگ شقایق را
هر کسی را به سر هوایی هست
رو به سویی و دل به جایی هست
در مطلع شعر تو نچرخانده زبان را
لطف تو گرفت از من بیچاره امان را
خّرم آن دل که از آن دل به خدا راهی هست
فرّخ آن سینه که در وی دل آگاهی هست
سلامِ ایزد منان، سلامِ جبرائیل
سلامِ شاه شهیدان به مسلم بن عقیل