همیشه قبل هر حرفی برایت شعر میخوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمیدانم
کوه عصیان به سر دوش کشیدم افسوس
لذت ترک گنه را نچشیدم افسوس
هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
وقت پرواز آسمان شده بود
گوئیا آخر جهان شده بود
از غربتت اگرچه سخنهاست یا علی
دنیا دگر بدون تو تنهاست یا علی
هنوز راه ندارد کسی به عالم تو
نسیم هم نرسیده به درک پرچم تو