عشق تو کوچهگرد کرد مرا
این منِ از همیشه تنهاتر
هنوز ماتم زنهای خونجگر شده را
هنوز داغ پدرهای بیپسر شده را
کجا سُکری که اینجا هست، در خُم میشود پیدا؟
بگو مستی ما از دور چندم میشود پیدا
زمین از برگ، برگ از باد، باد از رود، رود از ماه
روایت کردهاند اردیبهشتی میرسد از راه
این همه آیینگی از انعکاس آه کیست؟
چشمهها در رودرود غصۀ جانکاه کیست؟
بر خاکی از اندوه و غربت سر نهادهست
بر نیزهٔ تنهایی خود تکیه دادهست
ما را نمانده است دگر وقت گفتگو
تا درد خویش با تو بگوییم موبهمو