ای تن و جانت سپر هر بلا
کوفۀ تو قطعهای از کربلا
امشب حرم خدا حرم شد
از مقدم یار محترم شد
شب بود و تاریکی طنین انداخت در دشت
سرما خروشی سهمگین انداخت در دشت
سلام ما به تو، ای هاجر چهار ذبیح
درود ما به تو، ای مریم چهار مسیح...
لختی بیا به سایهٔ این نخلها رباب!
سخت است بیقرار نشستن در آفتاب!