میرود بر لبۀ تیغ قدم بردارد
درد را یکتنه از دوش حرم بردارد
بیا تا برآریم دستی ز دل
که نتوان برآورد فردا ز گل
دیدم گل تازه چند دسته
بر گنبدی از گیاه رُسته
بهنام خداوند جانآفرین
حکیم سخن در زبان آفرین
کريم السّجايا، جميل الشّيم
نبّى البرايا، شفيع الامم