هله! ای باد که از سامره راهی شدهای
از همان شهر پر از خاطره راهی شدهای
السلام ای وارث نوح و خلیل!
ای جلال و جلوۀ رب جلیل!
تو ای مرغ شباهنگم، به حسرت بال و پر وا کن
صدای کوبۀ در شد، برو زهرا تو در وا کن
تو را اینگونه مینامند مولای تلاطمها
و نامت غرش آبی آوای تلاطمها