هله! ای باد که از سامره راهی شدهای
از همان شهر پر از خاطره راهی شدهای
ما دردها و داغها را میشناسیم
غوغای باد و باغها را میشناسیم
شبم در حضوری لبالب گذشت
کدامین شبم مثل آن شب گذشت
تو را اینگونه مینامند مولای تلاطمها
و نامت غرش آبی آوای تلاطمها