هر غنچه به باغ سوگوار تو شدهست
هر لاله به دشت داغدار تو شدهست
بر سر درِ آسمانیِ این خانه
دیدم مَلَکی نشسته چون پروانه
هر گاه که یاس خانه را میبویم
از شعر نشان مرقدت میجویم
بودند دو تن، به جان و دل دشمنِ تو
دادند به هم دست، پیِ کشتن تو
تا گل به نسیم راه در میآید
از خاک بوی گیاه در میآید
از دور به من گوشۀ چشمی بفکن
نزدیک به خویش ساز و کن دور ز «من»