در این حریم هر که بیاید غریب نیست
هرکس که دلشکسته بُوَد بینصیب نیست
نه دعبلم نه فرزدق که شاعرت باشم
که شاعرت شده، مقبول خاطرت باشم
از شهر من تا شهر تو راهی دراز است
اما تو را میبیند آن چشمی که باز است
هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است
یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است