این زن کسی را ندارد تا سوگواری بیاید؟
یک گوشه اشکی بریزد یا از کناری بیاید؟
روی اجاق، قوری شبنم گذاشتم
دمنوش خاطرات تو را دم گذاشتم
قریه در قریه پریشان شده عطر خبرش
نافۀ چادر گلدار تو با مُشک تَرَش
به رغم سیلی امواج، صخرهوار بایست
در این مقابله چون کوه استوار بایست!
ما را نترسانید از طوفان
ما گردباد آسمان گردیم