سر میگذارد آسمان بر آستانت
غرقیم در دریای لطف بیکرانت
یا شب افغان شبی یا سحر آه سحری
میکند زین دو یکی در دل جانان، اثری
توبۀ من را شکسته اشتباه دیگری
از گناهی میروم سوی گناه دیگری
ای دل به مهر داده به حق! دل، سرای تو
وی جان به عدل کرده فدا! جان، فدای تو