تو قلّهنشین بام خوبیهایی
تنها نه نشان که نام خوبیهایی
دلم تنهاست، ماتم دارم امشب
دلی سرشار از غم دارم امشب
حرف تو به شعر ناب پهلو زده است
آرامش تو به آب پهلو زده است
فریاد اگرچه در تو پنهان بودهست
خورشید تکلّمت فروزان بودهست
در آتشی از آب و عطش سوخت تنت را
در دشت رها کرد تن بیکفنت را